الشيخ المنتظري

370

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« إله » بر وزن فعال و به معناى مفعول است ، « لا إله » به معناى « لا مألوه » است ; يعنى هيچ معبودى بجز خداى يگانه نيست . « لا شريك له » همان معناى « وحده » است و تأكيد معناى آن را مىكند ; به اين معنا كه خدا نه در ذات و نه در صفات ، نه در خلقت و نه در عبادت شريك ندارد . او هم در ذات واحد است و هم در صفات ، هم در خلقت و هم در عبادت . « اَلاَْوَّلُ لاَ شَىْءَ قَبْلَهُ ، وَالاْخِرُ لاَ غَايَةَ لَهُ » ( خداوند آن اوّلى است كه پيش از او چيزى نبوده ، و آخرى است كه براى او ما فوقى نيست . ) « الاوّل لا شىء قبله » خداوند اوّل همه اشياء است ; البتّه گفته ايم كه مقصود از اوّل بودن در خداوند اوّل زمانى نيست ; زيرا كه زمان مقدار حركت است ، و موضوع حركت مادّه است و خداوند تعالى فوق مادّه است ، پس خداوند فوق زمان است ، او بر گذشته و حال و آينده احاطه دارد و فوق عمود زمان است . بنابراين اوّليّت خداوند بر اشياء اوّليّت رتبى است ; يعنى علّت همه موجودات است و همه موجودات ما سِوَى الله معلول او و در رتبه بعد از او هستند . « و الآخر لا غاية له » خداوند آخر همه موجودات است ; باز مقصود از آخر بودن خداوند اين نيست كه او مثلا العياذ بالله بعد از همه موجودات فانى مىشود ، بلكه مقصود از آخر بودن ، غايت بودن و مراد و مقصود بودنِ اوست ; يعنى همه به سوى او در حركت اند و فوق او غايت و مقصودى نيست ، همه موجودات در تكامل به طرف او در حركت اند . ( انّا لله و انّا اليه راجعون ) ( 1 ) اين كلام قرآن است كه همه به سوى او در تكامل هستند ، هدف و مقصود همه وصول الى الحقّ است . « لا غاية له » براى او غايتى وجود ندارد . در فلسفه گفته شده است كه : غايت شىء مؤخّر از خود شىء است ; مثلا باغبان هدفش از احداث باغ ، ميوه درختهاى

--> 1 - سوره بقره ، آيه 156